سبک رهبری : چگونه از سبک های رهبری برای افزایش نفوذ خود بر روی کارکنان بهره ببریم؟

سبک رهبری : چگونه از سبک های رهبری برای افزایش نفوذ خود بر روی کارکنان بهره ببریم؟

سبک های رهبری

سبک رهبری و شناخت انواع مختلف آن بسیار زیاد به مدیران کسب و کار کمک میکند تا تاثیر بیشتری بر کارکنان خود داشته باشند.

جامعه شناسان می گویند حتی درون گراترین انسانها در عمر خود دست کم ده هزار نفر اثر می گذارند!

این تاثیر گذاری دو سویه است ، هم بر دیگران اثر می گذاریم و هم از آن ها اثر می پذیریم .

 

رهبر واقعی کسی است که دیگران با میل و خاطری آسوده از او پیروی کنند .

 

سبک های رهبری را میتوان یاد گرفت 

در هر گروه می توان به سرعت رهبر را از دیگران تمیز داد .

به گردهم آیی های مردم توجه کنید قرار است درباره موضوعی تصمیم بگیرند؟

کسیکه ظاهرا نظرش با ارزش تر از نظر دیگران است،

کسی که دیگران به سرعت با او و نظریاتش همراه می شوند و کسی که دیگران دنبال او هستند، رهبر آن جماعت است .

مدیر عامل شرکت هیل اند نولتون یکی از پر نفوذ ترین کارگزاران آمریکا است .

او ماهرانه از سحر کلام خود در ترغیب دولت هاوکلان شرکت ها در عرصه های مختلف استفاده می کند.

او کتابی نوشته که(( قدرت و نفوذ )) نام دارد.

در آن کتاب از ابزاری به نام ((مثلث قدرت)) نام برده که در خدمت پیشرفت رهبران است.

او سه شاخه یا سه گوشه این مثلت را به شرح زیر معرفی می کند :

– ارتباط،

– شناخت و

– نفوذ

وقتی انسان با دیگران به طور ثمر بخش ارتباط برقرار می کند شناسایی به وجود می آید و این شناسایی به نوبه خود به نفوذ منجر می شود .

 

آشنایی با پنج سبک رهبری

اگر با سبک های رهبری زیر آشنا شویم می توانیم بر ظرفیت رهبری و نفوذ خویش بیفزائیم.

 

سبک رهبری
سبک های رهبری

 

اولین سبک رهبری بر اساس مقام و منصب : پیروی از روی ناچاری

نخستین سنگ بنای رهبری کسب و کار همین سبک رهبری است،

نفوذ رهبر محدود به قلمرویی است که عنوان و منصب او معین می کند.

کسانی که در این سبک می مانند در محدوده نمودارهای سازمانی، اختیار های معین و سنت ها و قراردادها محصور می شوند.

این اختیارها بد نیست مگر این که اقتدار و نفوذ بر آنها متکی باشد به هر حال هرگز جای مهارت های رهبری را نمی گیرد.

ممکن است شخص «مسلط» باشد زیرا به مسنولیتی گماشته شده و در آن مسئولیت صاحب اقتدار است.

اما رهبر واقعی محصور به اقتدار رسمی نیست و اقدار واقعی او فراتر از حد اجرای صحیح رویه ها و آموزش های فنی است

رهبر واقعی آن است که دیگران با خوشرویی و خاطر جمعی از او پیروی کنند.

رهبر واقعی فرق میان رئیس و رهبر را می داند.

  • رئیس کارکنان را وادار به کار می کند رهبر آنها را راهنمائی می کند .
  • رئیس متکی به قدرت رسمی است، رهبر متکی به خیرخواهی است .
  • رئیس مروج ترس است، رهبر مشوق شور و دلبستگی به کار است.
  • رئیس می گوید «من» رهبر می گوید «ما».
  • رئیس عیب و ایراد را سرزنش می کنند، رهبر آن را برطرف می کند.

 

دعوتتون میکنم که در اینجا یک کلیپ از راجرز فدرر ببینید که دقیقا پس از هشتمین قهرمانی اش در تنیس ویمبلدون گرفته شده است.

فقط خواهشا به نحوه جملات و تفکر پشت جملات او دقت کنید.

 

 

ویژگی های «رهبر مقامی»

 * امنیت شغلی مرهون منصب است نه استعداد

می گویند در جنگ جهانی اول و در میدان نبرد سربازی تعرض کنان فریاد می کشد:

«کبریتت را خاموش کن!»

و بعد شرمنده خاطر متوجه می شود بر سر جنرال پرشینگ، معروف به «بلک جک» فریاد کشیده است.

سرباز که از ترش تنبیه و تته پته افتاده سعی می کند از جنرال عذر خواهی کند.

اما پرشینگ مهربانانه با دست به پشت او می زند و می گوید

«پسرم حق با تو است، برو خدا را شکر کن که من ستوان ۲ نیستم»

نکته داستان به قدر کافی روشن است.

هر قدرت توانایی واقعی شخص بیشتر باشد میزان اعتماد به نفس و احساس اطمینان او بیش تر است .

 

معمولا در اثر انتصاب به این سبک رهبری دست پیدا میکنند.*

رسیدن به مراحل دیگر رهبری حاصل لیاقت وتوانایی است.

لئودو روچر، در یک بازی نمایشی بین غول های یک رشته ورزشی، مربی بود.

یکی از بازیکنان پرهیایو ،در حالی که سعی می کرد او را عصبی کند، با خشم می گوید

«آدم پررویی مثل تو چه طور  وارد لیگ های بزرگ ورزشی شده است؟»

و لئو با همان لحن پاسخ می دهد:

«با تصویب نمایندگان کنگره !»

 

پیروی پیران محدود به قلمرو رسمی اقتدار مقامی است .

کارکنان کارهای را می کنند که از آن ها می خواهند. آن ها یک قدم جلوتر نمی گذارند.

در این شرایط روحیه ها ضعیف است.

اگر رهبر به خودش اطمینان نداشته باشد زیر دستان هم به سازمان تعهد نخواهند داشت.

 

* رهبران مقامی در کار کردن کردن با داوطلبان، کارگران یقه سفید و جوان مشکل دارند .

چون داوطلبان مجبور نیستند در این سازمان ها کار کنند بنابراین رهبر مقامی نمی تواند از اهرم پول برای برانگیختن آنها استفاده کند.

کارگران یقه سفید معمولا در فرایند تصمیم گیری مشارکت می کنند و

بنابراین رهبری مستبدانه سبب رنجش آن ها می شود.

جوان ها نسل انفجار جمعیت نیز از نشانه های اقتدار بیزار هستند .

رهبر، پیش از ارتقاء به تراز بالاتر، باید ویژگی های زیر را به بهترین کیفیت رعایت کند.

 

ویژگی های سبک اول رهبری : سبک مقام / حقوق

  • شرح شغل خودرا به خوبی بداند.
  • از تاریخچه سازمان به خوبی آگاه شود .
  • سرنوشت سازمان را به سرنوست کارکنان گره بزند (به بیان دیگر اهل کار تیمی باشد)
  • مسئولیت پذیر باشد .
  • کار خود را هر روز بهتر از روز پیش انجام دهد.
  • بیش از حد انتظار کار کند .
  • برای دگرگون کردن محیط کار و بهسازی آن ایده های خلاق بدهد .

 

دومین سبک رهبری بر اساس اختیار : کارکنان به میل خود پیرو رهبر هستند

فرد اسمیت گفته است:  «رهبری یعنی ترغیب کارکنان به انجام کار بدون احساس اجبار.»

این حالت وقتی پیش می آید که رهبر به تراز دوم قدرت نفوذ برسد.

کارکنان کاری ندارند که رهبر چه قدر آگاه است مگر این که مطمئن باشند رهبر در فکر آنها است.

رهبر از قلب آغاز می شود نه از مغز.

رهبری در اثر داشتن رابطه معقول و موجه شکوفا می شود نه در اثر وضع مقررات بیش تر .

رهبری که در مرحله دوم نفوذ قرار دارد در کارها متکی به روابط دوسویه است.

در این سبک رهبری نکته اصلی پرورش کارکنان است نه سلسله مراتب.

در این سبک رهبر از وقت و توان خود برای توجه به نیازها و خواست های کارکنان مایه می گذارد.

یکی از بهترین دلایل لزوم اولویت دادن به کارکنان و نیازهای آن ها در داستان هنری فورد در کتاب «سازمان مدرن» ، نوشته اتزویونی آمده است

فورد خودرویی ساخت که در نوع خود کامل بود :

فرود مدل تی با ساخت آن خودرو نیاز به همگان به خودرو دیگر برطرف شده بود.

نگرش فورد نگرشی یک سره تولید مدار  بود.

او می خواست دنیا را با عرضه مدل تی از خودرو های دیگر بی نیاز کند،

اما وقتی مردم به او مراجعه می کردند و می گفتند «آقای فورد، دلمان می خواهد خودروی ما به رنگ دیگری باشد»

در جواب می گفت «اگر رنگ دلخواه شما مشکی باشد عیبی ندارد. قهقرا از این جا آغاز شد.»

کسانی که نتوانند رابطه های محکم و پایدار ایجاد کنند چیزی نمی گذرد که متوجه می شوند نمی توانند رهبری ثمر بخش و پایدار باشند.

ناگفته پیدا است می توان رهبر مردم نبود اما آنها را دوست داشت ولی بدون عشق به مردم نمی توان آن ها را رهبری کرد .

باید به هوش باشید! سعی نکنید از سبک به دو تراز بالاتر بجهید.

سبکی که معمولا بعضی ها از روی آن می جهند همین سبک دوم است.

مثلا شوهرها از تراز نخست، یعنی دریافت عنوان شوهری در روز عروسی، به تراز سوم یعنی سازندگی، می جهند.

شوهر مامور اصلی تدارکات خانواده می شود و در جریان این تحول از یک عامل اصلی یعنی رابطه و پیوند خانوادگی غفلت می کند.

در این رابطه حکمتی است که علاوه بر حفظ پیوندهای خانوادگی زمینه سازندگی پایدار را فراهم می کند.

پیش از صعود به سبک سوم، رهبر باید در ویژگی ها و صفات زیر مهارت یابد:

 

ویژگی های سبک دوم رهبری: سبک رابطه /اختیار

  • اصالتاً عاشق کارکنان باشد.
  • کاری کند که همکارانش بیش از بیش موفقیت را لمس کنند.
  • از چشم دیگران به مسائل نگاه کند.
  • کارکنان را بیش از رویه هادوست بدارد.
  • یا رویکردش «برد – برد» باشد یا اصلاً رویکردی نداشته باشد.
  • دیگران را درسفر بالندگی با خود همراه کند .
  • با افراد مشکل پسند و مسئله ساز عاقلانه رفتار کند.

 

سبک رهبری
leadership method

 

سومین سبک رهبری بر اساس سازندگی: کارکنان به خاطر کارهایی که رهبر برای سازمان انجام می دهد و از او پیروی می کنند .

در این سبک رویدادهای دلپذیر رخ می دهد.

سود بیش تر می شود. روحیه ها قوی است و جابه جایی ها اندک.

به نیازها رسیدگی می شود.

هدف ها جامعه واقعیت به تن می کنند.

رشد با گشتاروی عظیم همراه است.

رهبری و نفوذ بر دیگران آسان و دلپذیر است.

با اندک تلاش مشکلات رفع می شود.

آمار و اطلاعات تازه،به طور منظم، در اختیار کسانی قرار می گیرد که در رشد و بالندگی سازمان سهیم اند.

همه افراد سازمان نتیجه گرا هستند.

نتیجه مهم ترین دلیل و حکمت فعالیت آن ها است.

بین سبک های دوم و سوم تفاوت عمده ای وجود دارد.

در سبک «رابطه» افراد به خاطر دور هم جمع شدن دور هم جمع می شوند و هدف دیگری در کار نیست.

در سبک رهبری «نتیجه» افراد از گرد هم آمدن هدفی را دنبال می کنند.

آنها دوست دارند دور هم جمع شوند تا کاری بکنند و آن را به سرانجام برسانند به بیان دیگر «نتیجه مدار» هستند.

روزی یکی از دوستانم نکته ای را با من در میان گذاشت که تا پیش از آن نمی دانستم و بعدها هرگز آن را فرامو نکردم

«اگر سبک نخست رهبری را به منزله دروازه رهبریی بدانیم، سبک دوم شالوده آن است»

رهبر پیش از صعود به سبک سوم  رهبری باید در ویژگی های زیر استاد شود:

 

ویژگی های سبک سوم رهبری : سبک سازندگی / نتیجه

  • در ایجاد مسئولیت رشد و پذیرش آن مسئولیت پیشگام باشد .
  • منشور هدف سازمان را تدوین کرده در پی تحقق آن برآید .
  • شرح شغل و توش و توان خود را جزء جدانشدنی منشور هدف بداند.
  • دیگران را پاسخگوی دستاوردهایشان بار آورد و خود در این راه پیشگام باشد.
  • عواملی را که سبب افزایش بازدهی می شود به خوبی بشناسید و آن هار را بکار گیرد.
  • درباره راهبرد و آرمان سازمان با کارکنان مشورت کند .
  • عامل تغییر شود و موقع شناس باشد.
  • تصمیم های دشوار و سرنوشت ساز بگیرد .

 

چهارمین سبک رهبری بر اساس پرورش و بالندگی کارکنان: علت پیروی کارکنان کارهایی است که رهبر برای آن ها انجام داده است

عظمت و ابهت رهبر فقط در قدرت او خلاصه نمی شود.

بلکه بزرگی او ناشی از توانایی و ظرفیتش در توان افزایی دیگران نیز هست.

موفقیت، اگر رهبر جانشین نداشته باشد، عین شکست است.

مهمترین مسئولیت کارکنان انجام کاری است که به آن ها واگذار می شود ولی مسئولیت رهبر پرورش کسانی است که بتوانند کارها را انجام دهند.

رهبر واقعی را می توان شناخت زیرا کیفیت کار همکارانش دائماً بهتر می شود.

وفاداری به رهبر وقتی به اوج می رسد که پیروان رشد خود را مدیون راهنمایی و آموزش رهبر بدانند.

دقت کنید تفاوت از کجا تا کجا است.

در سبک دوم، پیرو دوستدار رهبر است، در سبک سوم کمک رهبر به بالندگی کارکنان دل و جان آن ها را تسخیر می کند.

رهبرانی که با رهبر ارشد کار می کنند همگی به نوعی دست پرورده و توان یافته او هستند.

کمک به  بالندگی و پرورش دیگران  محبت و وفاداری را بر می انگیزد .

با این همه، در افزایش ترازهای نفوذ، یک مشکل پنهان وجود دارد.

خیلی از کارکنان تازه کار رهبر را «رهبر مقامی» تلقی می کنند زیرا هنوز رهبر فرصت تماس با آنها را پیدا نکرده است.

توجه به پیشنهاد های زیر برای پرورش افراد سود مند است :

 

  • از میان جمعیت آهسته بگذرید: راه تماس با تک تک افراد را باز بگذارید.
  • رهبران اصلی سازمان را خودتان تربیت کنید: من، به عنوان رهبر، به طور منظم با کسانی که در سازمان نفوذ دارند و بر ان اثر می گذارند تماس دارم و آن ها را اموزش می دهم. آن ها هم، به نوبه خود، این آموزه ها را به دیگران منتقل می کنند .

 

ویژگی های سبک چهارم رهبری : سبک بالندگی / بازتولید همکاران

  • هرگز فراموش نمی کند که گرانبهاترین دارایی هر سازمان کارکنان آن است.
  • به پروراندن و پرکشیدن کارکنان اولویت می دهد.
  • سرمشق دیگران است.
  • تلاش های خود را صرف ۲۰ درصدبالایی همکاران می کند (اصل پارتو).
  • فرصت رشد را برای رهبران اصلی سازمان فراهم می کند.
  • دیگر برندگان/ تولیدکنندگان ر ا به تحقق هدف های مشترک ترغیب می کند.
  • در نخستین حلقه پیرامونی،کسانی را قرار می دهد که رهبری او را کامل می کنند.

 

 

پنجمین سبک رهبری بر اساس نفوذ ذاتی: پیروان به خاطر خود رهبر از او پیروی می کنند .

بیش تر رهبران هنوز به این مرحله نرسیده اند.

باید یک عمر رهبر تمام عیار بود تا بتوان به تراز پنجم رسید و طعم خشنودی جاودانه آن را چشید.

من این را می دانم و می خواهم روزی بر فراز این سکو بایستم.

این آرزو دست یافتنی است.

 

ویژگی های سبک پنجم رهبری : تراز نفوذ ذاتی/ احترام

  • پیروان آن ها وفادار و از خود گذشته اند.
  • سال ها و سال ها برای آموزش و بالندگی رهبران دیگر کوشیده اند.
  • به صورت مشاور در آمده اند و دیگران دنبال آن ها هستند.
  • از دیدن رشد و بالندکگی کارکنان لذت می برند.
  • سازمان را به پیش می رانند.

برگرفته از کتاب «رهبری» اثر جان سی ماکسول

درباره نویسنده

من سروش صفدریان هستم. مدرس، مشاور و مربی رهبری و توسعه مهارت های فردی مربی رسمی کارافرینی از سازمان جهانی کار (ILO) قصد دارم در این وبسایت مطالبی در خصوص رهبری، کارآفرینی و مدیریت کسب و کار با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. سیدمحمد غریبیان

    سلام
    با شما موافقم که هر کس حداقل برای خود یک رهبر است
    و ممنونم از شما که ما را در رهبری با این مقالات راهنمایی می کنید

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *