آیا می خواهید فروش محصولاتتان بیشتر شود؟ فروش را متوقف کنید!

آیا می خواهید فروش محصولاتتان بیشتر شود؟ فروش را متوقف کنید!

اگر می خواهید فروش محصولات و خدماتتان بیشتر شود سعی کنید فروش بیشتر را فراموش کنید و فروش را متوقف کنید! 

سعی کنید که نفروشید بلکه در عوض به دیگران کمک کنید.

و اگر محصولتان کمکی نمی­کند، آن‌وقت است که یا مشتریان اشتباهی دارید یا محصولی اشتباه.

هنگامی‌که دیدگاهتان نسبت به فروش عوض شد

و تمرکزتان روی آن رفت که مشتریان از شما چه می­خواهند و نه شما از مشتریان،

زمان آن رسیده که منطبق با این دیدگاه جدید، شیوه انتقال پیام را نیز عوض کنید.

 

 

فروش بیشتر 

قبل از انجام این کار بگذارید این را بپرسم که 

مهم­ترین ویژگی پیغام­های تأثیرگذار که منجر به فروش بیشتر میشود چیست؟

شور؟ اشتیاق؟ باور راسخ؟ ضرورت؟ میل؟

خیر، هم­دلی.

اکنون که مشتریان خود را در مرکز توجه قرار داده­اید،

زمان آن رسیده که با فکر به آن­ها به خواب بروید، البته از لحاظ روانی!

اگر می­خواهید پیام بازاریابی و فروش شما با افراد ارتباط برقرار کند و فروش بیشتر شود،

اگر می­خواهید که دل‌هایشان را به دست آورید و باعث شوید که دست به کاری بزنند،

باید خودتان را در دلشان جا کنید.

اگر بخواهید با آن­ها ارتباطی تنگاتنگ داشته باشید

باید آنچه را که آن­ها حس می­کنند، شما نیز حس کنید.

آنچه را که آن‌ها تجربه می­کنند تجربه کنید و به آنچه آن­ها در ذهنشان دارند، فکر کنید.

در خصوص کار اصلی یک مدیر شاید خواندن این مقاله برایتان مفید باشد.

چگونه ذهن مشتریان را بخوانیم؟

هنگام تدریس این استراتژی به مدیران عامل و تیم­های سرپرستی شرکت­های پرسود،

به آن­ها می­گویم کافی است به داخل تختخواب مشتری خود بخزید.

و تصور کنید آن‌ها چه فکر‌ها و احساساتی را تجربه می­کنند.

قبل از پایان یک روز طولانی، آن چند لحظه قبل از خواب که چشمانشان بسته می­شود و به خواب فرو می­روند،

به چه فکر می­کنند؟ جدی می‌گویم. از خودتان بپرسید:

به چه چیزی فکر می­کنند؟
نگران چه چیزی هستند؟
نگران چه کسی هستند؟
از چه چیزی می­ترسند؟
از چه کسی می­ترسند؟
آرزوی چه چیز را دارند؟
دوست دارند چه کسی را تحت تأثیر قرار دهند؟
امیال، بلندپروازی­ها و اهدافشان چیست؟
در چه زمینه­ای احساس نیاز به کمک می­کنند؟

چه منابع، ایده­ها، یا کمک‌هایی لازم دارند تا بر ترس­های ناگفتنی خود غلبه کنند و به درونی­ترین خواسته­های خود برسند؟

فقط به این سؤال‌ها فکر نکنید بلکه سعی کنید آن­ها را احساس کنید.

داخل تختشان بروید و به نگرانی­های ذهنی­شان و آرزوهای قلبی­شان راه پیدا کنید.

احساسات خود را بنویسید و سعی کنید نوشته‌تان حالتی توصیفی و بی‌پرده و رک داشته باشد.

بعد از پاسخ به سؤالات بالا از دید مشتری احتمالی خود، نگاهی به آنچه نوشتید بیندازید.

به زبانی که در شرح آن احساسات و افکار استفاده کردید توجه کنید.

 مناسب‌ترین زبان فروش و بازاریابی برای خود را از میان همین کلمات پیدا خواهید کرد.

این زبان نشانه‌ای است از این‌که شما می­دانید آن‌ها که هستند،

می­خواهند چه کسی باشند و دوست دارند چه کاری کنند.

شما با این کار زبانی مملو از همدلی خلق می­کنید.

 به‌وسیله­ این زبان می­توانید از دید آن­ها با خودشان سخن گفته و مستقیم به قلبشان راه پیدا کنید.

و در نهایت با ایجاد همدلی فروش بیشتر محصولاتتان را نیز تضمین میکنید.

(برگرفته از کتاب ترن هوایی کارافرینی اثر دارن هاردی،ترجمه دکتر سروش صفدریان) 

درباره نویسنده

من سروش صفدریان هستم. مدرس، مشاور مهارت های کارافرینی، رهبری و مدیریت کسب و کار مربی رسمی کارافرینی از سازمان جهانی کار (ILO) قصد دارم در این وبسایت مطالبی در این حوزه با شما به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

8 نظر

  1. مشایخ

    سلام استاد عزیز
    امید وارم همیشه پرتوان و موفق باشید.
    راستش ابتدا که شروع کردم به خواندن مقاله بسیار لذت بردم که در واقع حرف دل خود من را زدید و به موضوع درگیری احساسی با احساسات مخاطب که یک فروش را می تواند متحول کند پرداختید. وا قعا از شما با بت این مقاله که نشان از تجربه شما دارد ممنونم

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *